سخنان مادر
هنر واقعی ارتعاشات خوبی دارد
——————
اگر ما فکر کنیم که که ما مهم و بزرگ هستیم، باید مراقب باشیم چون این اگو(منیت ) ما است که می خواهد بر دیگران چیره شود. تنها زمانی می توانیم این مسأله را متوجه شویم که توجه ما بر روح باشد.
——————
ما بايد آرزوهاي خود را در ارتعاشات حل كنيم ، نه اينكه چيزهايي را آرزو كنيم كه ارتعاش ندارند
——————
نظاره گر بودن، مشاهده اینکه ما چگونه نمایشی را خلق می کنیم و در آن به ایفای نقش می پردازیم. سپس غلط انگاری های ذهن ناپدید می شود، و ما شاهد می گردیم
——————
”همسایه خود را چون خود دوست بدارید “ این تنها زمانی ممکن می گرد که اگنیا پاک و قلب باز باشد.
——————
خانم شري ماتاجي
خانم شری ماتاجی شري ماتاجي در ظهر 21 مارس درشهر چينه وارا درست در مركز هند به دنيا آمد . وقتي او به دنيا آمد هيچ نشانه خاصي بر روي پوست خود نداشت. به همين خاطر نام او را نيرمالا به معني پاك نهادند. اودر يك خانواده مذهبي و مسيحي از خانواده مشهور سلسله شالواهان كه زماني برهند حكمراني مي گردند به دنیا آمد. از همان ابتداي كودكي و جواني، نيرمالا چيزهاي غير طبيعي از خود نشان مي داد. قدرت تأثيرگذاري او نه تنها بر روي آشنايان و همبازي خود آشكار بود بلكه بر روي خطرناك ترين حيوانات نيز مانند مار و خزندگان نيز مشهود بود. فريادهاي خدمتكار خانه نيز نمي توانست مانع او از گرفتن مارها شود (سمبل كنداليني نيز سه دور ونيم به دور خود چرخيده ودر استخوان ساكروم قرار دارد). مارها نيز بخشي از دوران كودكي دراشرام ماهاتما گاندي دردوران تعطيلي مدارس او بودند.

افراد را با همان عشقي كه يك مادر نسبت به فرزندان خود دارد دور خود جمع مي كرد. شري ماتاجي براي بدست آوردن استقلال هند با استقلال طلبان و آزاديخواهاي صحبت مي كرد.

پدرش كه خود يك فرد با روح خود آگاه بود به چهارده زبان صحبت مي كردو مترجم قرآن به زبان هندي بود. مادرش كه يك رياضي دان بود همراه با شوهرش در مقابل استعمار مبارزه مي كرد. اموال اين خانواده ثروتمند ضبط شد و بسياري از اعضاء خانواده نيز زنداني شدند. شري ماتاجي هيچگاه از فشار ها و شكنجه ها فرار نكرد.

وقتي كه وي به سن دانشگاه رسيد، رشته پزشكي را براي شناخت خود و افزايش معلوماتش با توجه به كشفيات بشر در اين زمينه انتخاب كرد. در اين انتخاب او يك قصد و نينتي وجود داشت و آن علوم نهفته كنداليني در سيستم ظريف بدن بود. بعد از استقلال كشورش، او با آقاي جابذريكاپراساد سريواستاوا ازدواج کرد و خود را وقف وظايف خود بعنوان همسر يك ديپلمات و بعنوان مادر براي دو دخترخود تا زمان ازدواجشان كرد. زمان زندگي مشترك آنها در خارج از خانه يك نقطه عطف براي شري ماتاجی و آینده هدايت كل دنيا بود.

و بدين شكل بود كه در پنجم مي سال 1970 در نالگون در نزديكي ساحل بمبئي، هنگام مديتيشن تكنيك بيدار كردن كنداليني را به لطف باز كردن سحسرارا، چاكراي هفتم آغاز كرد. تني چند از هنديان اولين كساني بودند كه اين تجربه ارتعاشي را داشتند ولي در خاك انگلستان(قلب زمين) اين آگاهي و هوشياري جديد پايه و اساس چهارده سال آينده شد. آقاي سريواستاوا بعنوان دبيركل ارگان دريانوردي سازمان ملل انتخاب شدند و خانواده خود را در سال 1974 به لندن بردند و چندين بار در احكام چهار ساله اي در اين پست انتخاب شدند.

اين ديپلمات بلند پايه مفتخر به دريافت نشان شواليه از ملكه اليزابت دوم گرديد. قابل ذكر است كه اين اتفاق خيلي نادر است كه چنين عنواني از طرف قصر باكينگهام به يك فرد خارجي اعطا شود. قابليت ها و كامل بودن اين مرد بلند قد با صورتي خوشايند و قابل تكريم سبب انتخابهاي مكرّر وي بعنوان عضوي از اعضای  كشورهاي سازمان ملل تا زمان بازنشستگي گرديد.

درميان افراد سطح بالايي كه بطور معمول به خانه او مي آمدند، پذيراي يك قشر جديد از مردم بود كه بواسطه همسرش مي آمدند. هسته اوليه ساهاجا يوگا در حال شكل گيري بود: يك تعداد كمي انگليسي، يك قبرسي، يك فرانسوي، يك مرد سويسي، يك زن آمريكايي و چند سال بعد يك استراليايي و يك الجزايري. بيشتر آنها دانش آموز و 20 تا30 سال داشتند و عجله اي براي داشتن شغل و منسبي نداشتند، آنها جستجوهاي زيادي براي يافتن معني براي زندگيشان انجام داده بودند و نتيجه اي جز تخريب يك بخش از وجود پاكشان كه نتيجه اين وهم و خيالهاي دنياي غرب بود نداشت: مواد مخدر، الكل، سكس ونظاير آن. اصلاح اين اشتباهات آنها را به در خانه شري ماتاجي كشاند و همگي به اين نتيجه واحد رسيدند: آنان ديگر اين بهشت غير واقعي و مجازي را نمي خواستند

خانواده خانم شری ماتاجی
وبدين سان سالهاي اوليه حضور مادر در پايتخت انگلستان گذشت و اينگونه آنها اين مطلب را در سراسر دنيا تا به امروز ادامه مي دهند. تا سال 1980 چنين جمعهاي كوچكي كه شري ماتاجي آنها را بطور مرتب ملاقات مي كرد، در سويس، فرانسه و استراليا شكل گرفت. درهمين زمان در لندن بين سالهاي 1979 تا 1981 مي توانستيد شري ماتاجي را بطور متوسط در دو برنامه عمومي در هفته ببينيد. از سال 1981 تا 1989، او به جلب افراد بيشماري بدون توجه به رنگ، مذهب و موقعيت اجتماعيشان درون خانه خود ادامه داد. اما از 1981 به بعد انگليس به مسافرتهای خارجی شری ماتاجی بيشتر وبيشتر و طولاني و طولاني تر به ديگر كشورها مثل ايتاليا، اتريش عادت مي كرد جاهايي كه افراد با قلب هاي پاك و بي آلايش، مشتاقانه روش او را مي پذيرفتند. در طول سالها فعّاليت او افزايش يافت وچیزی نگذشت که شري ماتاجي وقت خود را در فرودگاهها، هتلها، خانه هاي خصوصي مي گذراند، جاهايي كه روحهاي آنها از سراسر جهان مشتاقانه منتظر او بودند: آمريكا، آلمان، اسپانيا، يونان و سرانجام شوروي، كشورهاي بلوك غرب، تركيه و چندكشور آمريكاي جنوبي مثل كلمبيا و برزيل. امروزه جمع ساهاجا يوگي ها در بيش از90كشورجهان پراكنده شده است.

در سال 1993 شري ماتاجي به عضو افتخاري آكادمي علوم و هنر پتروسكايا در خيابان پترزبورگ درآمد كه آلبرت انيشتن نيز عضو افتخاري آن بود. در سال 1994، شري ماتاجي در يك كنفرانس علمي در روسيه درباره وضعيت و حالات روحاني در دنياي مدرن صحبت كردند. دانشمندان حاضر در كنفرانس، همگي معتقد بودند كه ساهاجا يوگا يك رهيافت جديد است كه امكانات باورنكردني را براي پيشبرد بالاترين قابليت هاي بشر، در اختيار مي گذارد. شري ماتاجي چندين دفعه به سازمان ملل براي سخنراني و دادن خودآگاهي به ديپلمات هاي سازمان ملل از سراسر حهان دعوت شده است.

شري ماتاجي بطور مشخص در مورد اسرار شخصيتي خود با احتياط عمل مي كنند. در بيش از سي سالي كه به نشر و بسط علم كنداليني مشغول هستند هيچكس از ميان كنفرانس ها و سخنراني هاي او اطلاعات بيشتري در مورد او كسب نكرده است.

 خانم شری ماتاجی نیر مالا دیوی
هيچكس نمي تواند اين قدرت تشخيص را با زور به كسي بدهد نه روحهاي آگاه و نه خود شري ماتاجي نيرمالادوي. او بارها و بارها تكرار كرده است كه يك شخص نبايد تنها حرفهاي اورا بگيرد بلكه بايد حقيقت اين پيغام را لمس و تجربه كند. او سفرهاي بسياري به دور دست ها خواهد كرد كه تا بگويد كه كنداليني روح مقدس وپاك درون ماست. هنگامي كه افراد زيادي از حضار دستهاي خود را بالا گرفتند،باد خنک انرژی ازلی را روی کف دستها،روی سرشان وروی بدنشان حس کردند. شخصی از درون جمعیت مي پرسد: شما چه كسي هستيد كه اين پديده جمعي و برزگ را انجام داده ايد. او نگاهش را به پايين مي اندازد و لبخندي مي زند و جواب مي دهد: بله، در واقع بايد چيزهاي بخصوصي درون من باشد اما در حال حاضر هيچ مساله و نكته اي درون من نيست كه به شما بگويم چون شما هنوز هيچ تلاش وبررسي و كنكاش بر روي حقيقت كنداليني خود نداشته ايد. البته ممكن است بگويم ولي براي شما مفید نيست ويك تكرار مي شود. من نمي خواهم مثل ميسح كه ماهيت خود را آشكار كرد به صليب كشيده شوم. سپس بعد از خنده اي مي گويد: اما سپاس اين قدرتهاي پروردگار را، امروزه اين مطلب براي من و يا افراد خود آگاه نمي تواند اتفاق بيفتد. زمان شهادت به پايان رسيده است چيزهاي زيادي وجود دارد كه شما مي توانيد انجام دهید و من نمي توانم. من رانندگي بلد نيستم و يا تايپ وخيلي چيزهاي ديگر. من يك زن خانه دار هستم . اما من يك آشپز خوب هستم و اگر من خوشم بيايد يا نيايد واگر شما خوشتان بيايد يا نيايد من در هنر كنداليني كاملا استاد شده ام. اين در طبيعت من است و چيزي وجود ندارد كه من بتوانم براي تغيير آن انجام دهم. اگر شخصي بتواند جاي من را در بيدار كردن تعداد يادي كنداليني بگيريدمن خوشحال میشوم این راه را به او بسپارم.

اوهمان چيزي است كه باید باشد.

خانم شری ماتاجی
 
| صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |
© ; تمام مطالب ارائه شده در اين سايت برای موسسه صلح دروني پايدار ميباشد ، استفاده از اين مطالب باذکر منبع بلا مانع است.©